رییسی که با کاپشن آمد و با کت و شلوار رفت

روتیتر:احمدی‌نژاد سال ۸۴ با ۹۲ تفاوت‌های اساسی داشت؛ عدالت، توزیع ثروت و بسیاری از واژه‌های قاموس وی رنگ باخته بود، هرچند که همچنان آنها را طبق عادت تکرار می‌کرد.
به گزارش روتیتر به نقل از سایت خبری و تحلیلی راه دانشجو ، محمود احمدی نژاد رفت، اما حواشی اش تمامی ندارد! برداشت ۱۶ میلیاردی که از حساب ریاست جمهوری توسط بقایی معاون سابقش که اکنون معاون دانشگاهش است، آخرین این حاشیه ها بود.
به گزارش راه دانشجو، رسانه ها نوشتند که وی در روزهای آخرش ۱۶ میلیارد تومان از حسابی که در ۱۰ مرداد ماه افتتاح شده و متعلق به ریاست جمهوری بوده و فقط خودش و بقایی اجازه برداشت از آن را داشتند خارج کرده و به حساب دانشگاهش یعنی دانشگاه عالی ایرانیان که زمزمه ابطال مجوزش به گوش می رسد، واریز کرده، اما گویا روابط عمومی این دانشگاه در اطلاعیه ای از بازگرداندن آن خبر داده است.
سالها و روزهای آخر دولتداری احمدی نژاد در حواشی و بسیار متفاوت از آغازش گذشت، تغییر گفتمانی احمدی نژاد او را به سمتی سوق داد که مردمی که در سال ۸۸ با ۲۵ رای او را در پاستور نگه داشتند، در سال ۹۲ حاضر نشدند حتی به یکی از اعضای لیست «زنده باد بهار» در شورای شهر رای دهند.
احمدی نژاد سال ۸۴ با ۹۲ تفاوت های اساسی داشت؛ عدالت، توزیع ثروت و بسیاری از واژه های قاموس وی رنگ باخته بود، هرچند که همچنان آنها را طبق عادت تکرار می کرد، دیگر دولت وی پاکدست‌ترین دولت تاریخ نبود و خود نیز این را می دانست و اما سعی داشت آن را تکرار کند.
با نگاهی به عملکرد ۴ سال اول و دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد به راحتی تغییرات گفتمانی و ادبیات وی را می توان دریافت.
احمدی نژاد شهردار گمنامی که در انتخابات ۸۴ توانسته بود رای ۱۷ میلیونی را با حمایت اصولگراها از آن خود کند در سال های پایانی شمشیر را برای دوستان هم جناحی اش از رو بست و خود را «متعلق به هیچ جناحی» ندانست و تا آنجا پیش رفت که عباس سلیمی نمین در گفتگویی بگوید: «احمدی نژاد جبهه پایداری را ایجاد کرد تا اصولگرایی را تکه تکه و تضعیف کند. برای اینکه نمی خواهد اصولگرایی با قوت در جامعه حضور داشته باشد و به نظر من احمدی نژاد جبهه پایداری را به کمک بعضی از دوستانش به وجود آورد و بحث پالایش را پیش گرفت تا جبهه اصولگرایی از هم بپاشد» و در نهایت همگان دیدند که در میان بهت و حیرت، اصولگراها با ۴ نامزد در انتخابات نتوانستند به پیروزی برسند.
احمدی نژاد ۸۴ از عدالت برای مردم گفت، شعاری که اکنون بیشتر به یک خاطره و واژه تبدیل شده، مردم به این شعار رای دادند تا این مرد که برخی حامیانش وی را شبیه رجایی می دانستند، بتواند طعم آن را دوباره – که در اشرافیت دوره های قبل گم شده بود- بچشاند.
عدالت و مهروزی ادبیات احمدی نژاد بود، اما به تدریج سفرهای خارجی خانوادگی وی و یارانش با هزینه بیت المال، مردم را مردد کرد که آیا وی به آنچه می گوید عمل می کند؟
او در سال های اول از توزیع ثروت حرف می زد اینکه نباید ثروت کشور در دست تعداد کمی باشد، اما در سال های پایانی همگان هدیه های بی حساب و کتاب وی به وزرا و مدیران دولتی را دیدند، افرادی چون امیر منصور آریا که با رانت های دولتی که از دفتر وی بیرون آمده بود و وی ادعای پاکدستی دولتش را در طول تاریخ می کرد اختلاس ۳ هزار میلیاردی و بزرگترین فساد مالی تاریخ اقتصادی کشور را رقم زد و در نهایت با اعلام رسمی منابع اقتصادی رشد اقتصادی کشور منفی و فاصله طبقاتی بیشتر شد.
اما حکایت پاکدستی دولتمردان رییس جمهور سابق هم حکایت غریبی است، چند روز قبل در خبرها آمده بود که معاون اول سابق وی که اتهامش در پرونده اختلاس بیمه توسط دادستان کل کشور تایید شده بود برای بازجویی احضار شده و حتی خبر بازداشتش زمزمه می شد.
و البته اختلاس بزرگ که متهم ردیف اول آن از اعضای دفتر وی سخن می گفت که باید پاسخگو باشند.
احمدی نژاد ۸۴ از تعظیم و تکریم قانونی حرف می زد که در دولت وی به ورق پاره هایی تبدیل شدند و در نهایت نیز در گفتگوی وی با روزنامه ایران در دوره دوم ریاست جمهوری‌اش شأن نهاد قانونگذاری کشور که وی در راس بودن آن را قبول نداشت شکسته شد.
و در نهایت «محمود احمدی نژاد» که نماد گفتمان سوم تیر ماه بود، از اردوگاه اصولگرایی رانده شد و در حلقه دوستان «جریان انحرافی» بزرگان را از خود دلخور کرد. دوستان گذشته به منتقد و معترض و دشمن تبدیل شدند و در نهایت فقط از وی نامی باقی ماند و اما و اگرهایی که در ۸ سال گذشته به جای گذاشته است.
و در نهایت احمدی نژاد با کاپشن معروفش آمد و با کت شلوار رفت….

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*