درباره درویشخان | پیشگام و چهرهای تاثیرگذار در تاریخ تصنیفسازی ایران

روتیتر: غلامحسین درویش هنرمندی که تصنیفخوانی را از دربار به میان مردم کشاند و فضای دلانگیزی را برای عموم جامعه از جمله فرهنگمداران ایجاد کرد. سنگبنایی که درویشخان بنا نهاد، سبب شد تا موسیقی به عنوان میراث چندین ساله ایرانیان از رکود و ایستایی خارج شود.
به گزارش روتیتر: تجلی عشق زمینی در ادبیات کلاسیک ایران، سابقهای بس طولانی دارد اما در مقابل این شکوه فرهنگی، هنر تصنیفخوانی هنوز به جایگاه اصلی خود نرسیده و اگر سعی و تلاش برخی موسیقیدانان سده اخیر نبود، اکنون به جز ترانههای کوچهبازاری، چیزی برای شنیدن یافت نمیشد. در این میان نمونه کارهای موسیقیدان برجسته ای چون درویشخان فضای دلانگیزی را برای عموم افراد از جمله عاشقان فرهنگمدار ایجاد کرده است. آهنگ زیبای «بهار دلکش» در آواز ابوعطا، یکی از بهترینهای یکصدسال گذشته به شمار میرود. البته همزمان و حتی پیش از درویش خان، تصنیفهای گوشنواز بسیاری به وسیله علی اکبر شیدا و عارف قزوینی پدید آمده اما بهار دلکش به دلایلی، دلها را سخت مجذوب خود کرد. سنگ بنایی که درویش خان و ملک الشعراء بنا نهادند، امـروزه تکیهگاه خوبی برای آفرینندگان آثار ممتاز عاشقانه به حساب میآید و به عبارتی دیگر هنرمندان زمان ما با وجود برجستهگانی چون درویش خان، بدون الگو نیستند.
پژوهشگر گروه اطلاعرسانی ایرنا به مناسبت سالروز درگذشت غلامحسین درویش مشهور به درویشخان در این جُستار سعی دارد تا ضمن معرفی این موسیقیدان سیر موسیقی را از منظر نگاه درویشخان بررسی کند.

درویش خان نخستین آهنگساز دوره قاجار
در ۱۲۵۱ خورشیدی در یکی از خانوادههای متوسط تهران، پسری زاده شد که نامش را غلامحسین نهادند. حاجی بشیر طالقانی پدر این کودک در گوشهای از بازار که جایگاه ویژه تـذهیبکاران، قـلمدانسازان و سازندگان آلات موسیقی بود، حجرهای داشت. حاجی اندکی با موسیقی آشنا بود و سهتار مینواخت. به همین دلیل وقتی فرزندش به ۱۰ سالگی رسید، او را به دسته موزیک دار الفنون سپرد. غلامحسین ابتدا به فراگرفتن طبل کوچک مشغول شد و پس از چندی به نواختن شیپور پرداخت. نتیجه این دوره برای غلامحسین، آشنا شدن به خط نُت بینالمللی و شناخت ریتمهای مختلف و تربیت گوش موسیقاییاش بـود.
پدر غلامحسین همواره او را درویش مینامید، چنانکه هرگاه که میخواست فرزندش را صدا بزند، می گفت: درویش جان، اما غلامحسین نمی دانست این اسم، روزی ضمیمه نامش خواهد شد و حتی معروف به این نام می شود. او بارها از دوستانش خواست که او را فقط غلامحسین بنامند اما لفظ درویش چـنان بـر زبانها جاری بود که بعدها مکمل نام و عنوان خـانوادگیاش شد.
غلامحسین درویش معروف به درویش خان بزرگترین و به نوعی نخستین آهنگساز عهد قاجار به شمار می رود. همعصران او و به طورکلی موسیقی زمانهاش میراث چندین سده رکود و ایستایی در موسیقی رسمی ایرانی بودند و از چنین فرهنگ بسته و ناپویایی انتظار معجزه نمیرفت زیرا بیشتر هم نگرانی اساتید موسیقی اصیل ایرانی در آن عصر معطوف به حفظ و انتقال مـوسیقی بـه نسلهای بـعد بـود. از طرفی در تمام ایران آن روزگار، تعداد افراد مطلع بـه رمز و راز ردیف موسیقی دستگاهی به تعداد انگشتان یک دست نمیرسید.
درویش خان در زمانه ای میزیست که ندای آزادیخواهی بلند شده بود. گذشته از این، روح آزاده وی نیز وابستگی و بندگی درگاه شعاع السلطنه را بر نمیتابید. او به عنوان یک هنرمند خواستار آزادی بود. دوست داشت در هر کجا که می خواهد ساز بزند و به هر که خودش دوست دارد، ساز بیاموزد. همین مساله سبب شد تا درویش خان برای نجات خود و گریز از دست عوامل حکومتی به ناگریز به سفارت انگلیس پناهنده شود. از همین دوران به بعد درویش خان اندک اندک به یک هنرمند حرفه ای مبدل شد. هر چند که این حرفه برای ارتزاق او و خانوادهاش کفایت نمی کرد اما به قول عارف قزوینی «حاضر نمی شد که هنر خود را برای گذران معاش خفیف و خوار کند…»
درویش خان را از این جهت می توان بنیانگذار موسیقی حرفه ای در دوران جدید به صورت مستقل و بدون وابستگی به دربار و دستگاه اعیان نامید و این شاخص ترین خدمتی است که از نظر اجتماعی او به اهل موسیقی ایران کرده است. زندگی هنری درویش خان نمونه ای از یک زندگی پاک و انسانی به شمار می رفت. درویش خان در دورانی که هنر و حتی شرافت انسان ها، مهم نبود عزت نفس و هنر خود را به بهایی اندک از کف نداد و افزون بر این همواره به دستگیری و استعانت از مستمندان شهره بود. برگزاری کنسرت به خاطر حادثه دیدگان حریق بازار در گراند هتل، کنسرت به سود حریق زدگان آمل، کنسرت برای کمک به غارت شدگان ارومیه و… از جمله مواردی بود که درویش خان عواید حاصل از برگزاری آنها را به مردم فقیر می داد. سعدی حُسنی پژوهشگر در کتاب تاریخ موسیقی می گوید: نخستین تحول واقعی موسیقی را درویش خان آغاز کرد.
همچنینروحالله خـالقی موسیقیدان معاصردر وصف شرایط موسیقیایی آن زمان مینویسد: درویش خان ردیف آوازهای حسینقلی را خلاصه کرد و آنها را بـا ذوق مخصوص خود تلفیق می کرد و بدینوسیله هم زحمت طالبان این فن را کم کرد و هم روش آوازها را مطابق ذوق مردم زمان خود تغییر داد و چهارمضرابها و قطعات ضربی به آنها افزود تا بیشتر سبب جلب شنوندگان شـود.

پیشدرآمد از دیگر ابدعات درویشخان
از ابداعات دیگر درویش خان می توان از پیشدرآمد نام برد. درویش خان وجود فُرم پیشدرآمد را که یک قطعه ضربی سنگین و کامل اسـت در موسیقی ایرانی باب کرد. پیش درآمد در آواز نواخته می شود. در این ابتکار به نظر میرسد، وی از فُرم اورتور غربی الهام گرفته باشد اما نـوع پرداخت و شکلدهی پیشدرآمدهای درویش خان، شخصیتی مستقل از اورتـور غـربی بـه کار او بخشیده اسـت. با وجود گذشت نزدیک به ۱۰۰ سال از ابداع درویش خان، هنوز هم پیشدرآمد جاذبههای خود را در موسیقی امروز ایران دارد.
درویش خان افزون بر این، تعداد زیادی تصنیف، چهارمضرابهای بدیع و رنگهای کاملا ابتکاری، یکیدو قطعه به سبک غربی هم ساخته است. از میان آثار برجسته او میتوان به چهار مضراب، ماهور، پیشدرآمد «راک»، رنگ «قهر و آشتی»، تصنیف «ز من نگارم» در ماهور و تصنیف «بهار دلکش» در ابوعطا اشاره کرد. روحالله خالقی در کتاب سرگذشت موسیقی آورده است: درویش خان تار و سه تار را نیکو می نواخت. مضرات و ناخنش ریز، مسلسل، نرم و خوشآهنگ بود و پنجه اش لطیف و تند و مخصوصا ذوق و سلیقه اش بسیار خوب و نوای سازش گرم و پخته بود.
کار درویش خان از این جهت اهمیت دارد که در عصر وی موسیقیدانان برجسته، چندان در بند ساخت آهنگ نبودند و به جز ۲ تصنیفساز معروف عصر مـظفری یعنی علی اکبر شیدا و عارف قزوینی، هیچ فرد دیگری خلق آهنگ نمیکرد. این تصنیفسازان هم به معنی امروزی دنبال آهنگ ساختن نبودند بلکه متناسب بـا شرایط فرهنگی و اجتماعی زمان خـویش و بـهرهگیری از ذوق خدادادی، تعدادی تصنیف را به طور همزمان با شعر و آهنگ مربوطه آفریدند. درویش خان با توجه به این که شاعر نبود، روی اشعار دیگران آهـنگ سـاخت که در آن روزگاران شناخته شده نبود، ضـمن این که ساخت موسیقی بیکلام نیز پس از وی رونقی بسزا یافت. به همین دلیل او نخستین فردی است که در موسیقی سده اخیر پس از سال ها سکوت با ذوق و دانش موسیقاییاش باب آهنگسازی را در موسیقی ایرانی گشود و نهضت وی تا به امروز همچنان پرتب وتاب به پیش میرود، اگرچه لطف آهنگهای امروزی بسان گذشته نیست. حسینعلی مَلاح پژوهشگر عرصه موسیقی در شرح زندگانی درویشخان و درباره آثارش میگوید: آثار درویش از لحاظ ملودی بسیار غنی و از جهت پیوستگی نواها فوق العاده مطبوع است، پیداست به علم نواسازی چنانکه معمول عصر ما است، آشنایی نداشته اما سرشار است از احساس لطیف هنری که یگانه منبع و منشا ایجاد تمام آثار موسیقی است.
افزون بر تمام اینها درویش خان رنگ های بسیار زیبایی ساخته است که رنگ های ماهور همایون، شوشتری، اصفهان، سه گاه، ابوعطا و افشاری در دسترس است. آشنایی درویش خان با موسیقی اروپایی موجب شد که سرود مارش نیز بسازد. البته این آشنایی موجب گسیختگی وی از موسیقی ایرانی و پدیدآمدن روحیه اروپازدگی در وی نشد. از این سفرها یادگار ارزندهای از بهترین نمونههای موسیقی صحیح و اصیل ایرانی برجای مانده است.
شناخته شده ترین آثار درویش خان برای مردم ایران تصنیف های او هستند. تصنیف «زمن نگارم، خبر ندارد» در مایه ماهور را شاید همه مردم ایران شنیده باشند. تصنیف معروف دیگر او در مایه سه گاه است که چنین آغاز می شود: صبحدم زمشرق طلوعی در جهان کن… این تصنیف که شعر آن از شاعری به نام حاجب است به وسیله صدیق تعریف هنرمند معاصر و با همراهی گروه شیدا و عارف به سرپرستی محمدرضا لطفی بازخوانی شده است. از درویش خان ۶ تصنیف به جا مانده که نتهای آن موجود است و همگی بازنویسی شدهاند. برخی اعتقاد دارند، سیم ششم تار به وسیله این هنرمند به این ساز افزوده شده است تا از لحاظ کوک، قادر به ایجاد تنوع باشد.ایرج میرزا جلال الممالک تحت تاثیر توانایی و شور انگیزی وی در قطعه زهره و منوچهر می گوید: تار دهم درکف درویش خان تا بدمد بر بدن مرده جان
کلنل علینقی وزیری، مرتضی نی داود، موسی معروفی، حسین سنجری، یحیی زرین پنجه، سعید هرمزی، ابوالحسن صبا، عبدالله داور و… از جمله شاگردان درویش خان به شمار می روند. احد خواص در روزنامه زنگ در ۱۳۳۱ خورشیدی می نویسد: شاگردان درویش خان افزون بر هنر از ویژگی های اخلاقی استاد گرامی خود نیز استفاده های بسیاری کردند و او را از هر جهت مربی و مرشد خود می دانستند و همین عالم مرید و مرادی باعث شد که یک دسته شاگردان با وفا و هنر دوست زیر دست از او بار آمدند و موسیقی ایران را خلوص و صفایی دوباره ببخشند.

سرانجام درویش خان
درویش در اواخر عمر از لحاظ معیشت در وضیعت سختی به سر می برد. این موسیقیدان نامی در آذر ۱۳۰۵ خورشیدی درحالی که با درشکه به منزل می رفت با اتومبیل تصادف کرد و در اثر ضربه مغزی دار فانی را وداع گفت. مجموعه آثار درویش خان به وسیله ارشد تهماسبی گردآوری شده است. به طوری که در تابستان ۱۳۷۱ خورشیدی برای سومین بار تجدید انتشار یافت.
در روزنامه های اطلاعات و ناهید نیز شرحی به مناسبت درگذشت درویش خان نگاشته شده که عبارت است از: اگر رهگذری از تجریش به دربند برود و در نیمه راه سری به مقبره ظهیرالدوله بزند قبری کوچک می بیند که شاخه های انبوه نسترن برآن سایه افکنده است. اگر شاخه ها را کنار بزند این اشعار را که اثر طبع شکوهی مدیر روزنامه ناهید است روی سنگ مزار او می خواند:
درویش اگر از این جهان رفت مشنو که فقیر و ناتوان رفت
درویش هنر ور زمان بود استاد هنر ور زمان رفت